نسخه اصلی احساساتمون رو بدموقعی تجربه کردیم

یه نوشته خوندم بااین مضمون که هرحسی که الان دارم و بهم دست میده فقط یه نسخه ضعیف از احساساتیه که قبلا تجربه کردم من نسخه اصلی بهترین احساسات زندگیمو بدموقعی تجربه کردم نمیگم کاش عاشقت نمیشدم نه من ازاین عشق سربلندم امافقط کاش یه وقتی بودکه محدودیتی نداشتم واسه بیرون اومدن باهات ,یه کار حسابی داشتم و کلی پول که هرلحظه هرجایی از هرچیزی که خوشم اومد یه مدلشو واست بخرم 

که هرسال واست تولد میگرفتم که بهترین کادوتو خودم واست میخریدم

که هرجاازهرچی ک خوشت اومد و لب تر کردی که چقد خوبه و خوشم میاد من واست بخرمش

چقد حسرت به دلم مونده

میدونی ممکنه این اوضاع پیش بیاد (قطعا پیش میاد باید یه مقداریشون رو جبران کنم )اماتودیگه عاشق من نیستی 

دیگ اون احساسات عمیق رو به من نداری 

تواوضاعی رابطمون کاملا دوطرف عاشقانه بود من حتی نمیتوستم راحت بیام خونتون چه برسه باهم بیرون بریم تو شرایط مالی بدی بودیم و هستیم که هیچی نمیتونستم واست بخرم

دوس دارم اونقد شرایطم خوب باشه

واسه هربار دیدنت یه چیزی داشته باشم که بهت بدم (دوس دارم کلی چیزازمن داشته باشی یه کلکسیون واست بگیرم ازچیزایی ک دوست داری اما الان بادستایه خالیم برات نقاشی میکشمو کلی لذت میبرم چون واسه توعه و امیدم اینه خوشت بیاد )که همیشه مهمون من باشی که حتی من واست شامو ناهار بخرم خودم بیارم برات

دوس دارم خیلی دوس دارم به غذاخوردنت نگا کنم

هیچ وقت از غذاخوردن کسی لذت نبردم اما تو این هیچ وقتو عوض کردی من و تو دختریم اگه فکرشو کردم که کاش تو مرد بود یو میتونستی منو بگیری تنها واسه این بود که من میخاستم هرلحظه باهات باشم که همیشه کنارت باشم که خودم بیدارت کنم که خودم برات غذادرست کنم که خودم قدم به قدم باهات باشم سفر کردنم فقط باتو باشه غم و غصه و شادی و گریم فقط باتو باشه که بتونم تمام کاراتو انجام بدم که بشه شریک غم و شادی و بی حوصلگی و عصبانیتت باشم 

که دیگه خیالم راحت باشه الان حالت قطعا خوبه,که بتونم خندتو ببینم همیشه و که حتی بی حوصلگی و اخمتم فقط مال من باشه! به اینم فک کردم که کاش من مرد بودم و تو مال من میشدی 

فقط من همه چیزتو واسه خودم میخاستم خندتو اخمتو لبخندتو گریتو بی حوصلگیتوعصبانیتتو همه چی همه چیتو واسه خودم میخاستم برام فرقی نداشت نقشم چیه مرد ت باشم یازنت فقط تومال من بشی که همه چیزیت متعلق به من باشه

اما حقیقت اینه که این فقط درحد یه رویاس وازاون رویاهایی که ازهمون بزم تولد فوت شده!

الان فقط میگم نباید من و تو نسخه اصلی احساساتمون رو وقتی تجربه میکردیم که اینقد من محدود بودم واسه تحقق بخشیدن به تمام علایقی که دارم(باورت نمیشه و میگی غلطه اما میگم فاطی باور کن که دیگه هیچ کس منو درمورد خودش اینقدر لبریز از احساسات نمیبینه هیچ کس )

اگه محدود نبودم و میتوستم راحت هرجایی که میخام برم اگه پول کافی داشتم هرلحظه میومدم دنبالت هردفعه که میومدم واست یه چیزی میخریدم

فک کن بهت زنگ میزنم و میگم فاطی عصر ساعت۵میام دنبالت وتو میگی منتظرم 

ساعت ۵میام دنبالت باماشین خودم یاماشین بابا میای تو ماشین میبینی کلی کاکاعو چیپس و پفک خریدم که تو ماشین بخوری کل شهرو باهم میگردیم و باهم کلی عکس میگیریم و توعکسا کلی ادا درمیاریم همون لحظه میریم یه عکاسی و چن تاشونو چاپ میکنیم و میریم یه کافه باهم بستنی و کیک و پاستا و سیب زمینی و کلی چیز میخوریم و عکسارو نگا میکنیم و میخندیدم و من کلی وقت دارم بادیدن خوردنت لذت ببرم نگام میکنی و گوشه لبتو کج میکنی مث بعضی اوقات که دهنتو یه خورده کج میکنی و من لذت میبرم آخ خدایا میشه اون روز برسه که این اتفاقات بیفته 

دلم هری میریزه پایین وقتی به اون روز فک میکنم

بعدشم ازت خاهش کنم که بریم باهم شام بخوریم میگی نه سیرم زیاد خوووووردم ولم کن میخای منو بکشی؟؟منم ماچت میکنم و میگم من بمیرم نبینم چیزیت میشه اشکالی نداره تو فقط بیا توم زنگ میزنی و میگی من شام بیرونم باعاطی و من ازعاطی گفتنت بازهم مث همیشه ذوق میکنم(گاهی فک میکنم چه چیزایی دارم واسه ذوق کردن که ممکنه ازنظر بعضی کوچیک امابرامن بزرگن)باهم میریم یه رستوران خوب و دو تاغذایه خوشمزه سفارش میدیم!بنظرت چی بخوریم؟؟پیتزا؟؟قربونت برم چقد عشق میکنم واست هرچی که دوس داری بگو باهم بخوریم

گفته بودی سیری اما بازم بخاطرمن سفارش میدی و باذوق میخوری کلی جوک حفظ کردم که بتونم بخندونمت دونه دونه واست میگم و تو میخندی بعد از هرلقمه یه جاهاییم میگی چقد بی مزه بود و مسخرم میکنی منم نگات میکنم و میخندم به وقتی ک اون جوکو حفظ کردم و قیافتو متصور شدم میخندی اماالان مسخرم میکنی کلی مسخره بازی درمیاریم غذامونو بعددوساعت میخوریم چنتا غذام میگیریم که تو ببری خونتون واسه خونواده سوارمیشیم به سمت خونه

یه اهنگم گوش میدیم که خیلی دوسش داریم و باهم بلند بلند میخونیمش من به چشمات نگاه میکنم که حواسشون نیست به من که باوجود کم بودن نور ماه دارن میدرخشن 

باد به موهات میخوره شالت بهم میریزه بیخیالش میشی و سرتو بیشتر بیرون میبری تا صورتت هوا بخوره ومن محوت پیش یه بلوار کنارمیزنم که یه خورده بشینیم باهم بعدبریم خونه 

میشینیم رو چمن سرد هواخنک ماه تو اسمون و پر ستاره سرت بالاست و داری اسمونو نگا میکنی دستتو میگیرم و فشار میدم و میگم دنیامی یه وقت نباشی ممکنه زنده بمونم ونمیرم اماقطعا زندگی نمیکنم

توم میای و لپمو ماچ میکنی و میگی خیلی دوست دارم عاطی 

بعدشم باهم اسمونو نگاه میکنیم یدفعه صدایه گوشیت بلندمیشه مامانته و غر میزنه که دیره کجایی بیا خونه 

منم هول میشم بعد قطع کردنت میگم بپر سوارشیم راه میفتیم و میرسیم درخونتون میخای پیاده شی بازم ماچت میکنم و یه dvdاز یه فیلم که خیلی دوس داری و چند وقته منتظرشی و بت میدم 

توم کلی ذوق میکنی و میگی دمت گررررم یه لبخند گنده منو مهمون میکنی دست تکون میدی و میگی مراقب خودت باش 

خیلی خوش گذشت منم میگم اول این عکسارو یادت نره بعدم میگم به من خیلی خیلی بیشتر خوش گذشت 

 اگه شد الان بخاب من فردا ظهر میام باهم فیلمو ببینیم پس بخاب توم میگی باشه یه ماچ واست میفرستم میگم خوب بخابی 

خدافظی فاطی و تو:شبت بخیرررر

و تمام شبو به فکر کردن راجع بع روزی که گذروندیم و فردایی که قراره باهات فیلم نگاکنم میگذرونم!

 واینجاس که میگم من خوشبخترین دختر روی زمینم

پراز فکرو رویایه روزایه خوب و قشنگم 

پراز فکر ویاد توام 

دراخر میگم فاطی همیشه و همیشه دوست دارم حتی اگه روزی برسه که بتونی بگی دوسم نداری 

من همیشه دوست دارم همیشه

 

 

همیشه دوست دارم 

/ 0 نظر / 9 بازدید